غزل به پیش تو شد بار بار شرمنده
برای دیدن من آمدی ز فیضآباد
به مقدمت گل سرخ مزار شرمنده
و عاشق تو یکی دختر دهاتی است
که از محبت و بوس و کنار شرمنده
قدم بزن به خیابانهای بلخ کهن
بهپیش پای تو صدها چنار شرمنده
چو دید لاله به زیباییات، حسادت کرد
به سرخی لب لعلات انار شرمنده
من و تو در بغل زادگاه مولانا
رقیب در پس میز قمار شرمنده
توان حرف زدن از تو نیست، شعر مرا
ازین مجادله معذور دار، شرمنده
نظیفه سلیمی





