تا می‌شناسمت، تو همان بی‌تفاوتی

تا می‌شناسمت، تو همان بی‌تفاوتی
در پستی و بلند زمان بی‌تفاوتی

سبزی! بهار در تن تو رشد کرده‌است
با برگ برگ برگ خزان بی‌تفاوتی

می‌بینی‌ام پر از غزل عاشقانه و…
می‌بینی.ام پر از هيجان، بی‌تفاوتی

حرف جدا شدن که عذاب‌است، آتش‌است
بی‌باک می‌بری به دهان، بی‌تفاوتی

لبریز خواهش‌است نگاه عمیق من
اما تو بسته‌ای چمدان، بی‌تفاوتی

مغرور می‌روی و غمت را نمی‌بری
با حال ناخوشِ دگران بی‌تفاوتی

‍ طاها حسینی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *