از دست تو رسیده سیگارهای بهمن

از دست تو رسیده سیگارهای بهمن
ای شاعر مزاری! ای باغ‌های خرمن‌‎

تو دشت لاله‌زاری در سرزمین رویا
من جویبار تشنه در گیر و دار رفتن

فرصت برای بودن ، فرصت برای ماندن
دیگر نمانده در من ، ای کوچه باغ سوسن!

شاید شود که روزی، خود را دوباره یابیم
من آبشار خونم ، من زخم‌های یک تن

شاید رسیده بر تو آن روزهای خوش‌تر
بر من رسیده اما سقط و جنون یک زن

فرنگیس سوگند

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *