کو چشمِ گوشی؟ تا بگوید این چه تصویر است
مانند عکس نی در آب، از ناله محرومم
جوش گره سر تا به پایم نقش زنجیر است
من بازتاب کیستم این گونه وارونه؟
اینجا بغیر از من کسی محکوم تقدیر است؟
غیر از گره، چشمی به روی من نزد لبخند
زنجیرم و چشم گلویم از گره، سیر است
میخواهم از خود سردرآرم؛ من کیام؟ اما
تقویمِ ماه آخر سالم؛ دگر دیر است
بشیر رحیمی





