دارد گلایه دارد از این دختر آینه

دارد گلایه دارد از این دختر آینه
از دختری که آمده از مادر آینه

از دختری که مادر ناز و کرشمه‌است
از در درآمده که درآید در آیینه

در آینه دوچند درخشیده‌است که
او ماهِ کامل است، از آن بهتر آینه

زیبایی‌اش مبلغِ چشمان خسته‌اش
تبلیغ اوست خیره‌شدن، منبر آینه

به مقصد نظاره‌ی دنیا رسیده‌است
به من رخ زنی و به اسکندر آینه

شب شد شبیه شاخه‌ای از گل به خواب رفت
آمد سحر بلند شد از بستر آینه

تا محو او شوم دلم آیینه‌خانه شد
دو دیده‌ام دو پنجره، تن در، در آینه

اول نگاه، بعد ببوسم سپس بغل
ماهم اگر به خانه بیاید هرآیینه

‍ ‍ سید احمد ضیا ده‌آتشین

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *