دردی به عمق خاطرهی استخوان،تویی
يك عالم انفجار سرا پا نهان منم
آرامش چگونگی شوكران،تويی
تاريكم آنچنان كه خودم را نيافتم
فانوس کوچههای نهان در نهان،تويی
متروك دست های خودم، سوگنامهام
فصل پر از كبوتر اين داستان،تويی
دايم سكوت، شعر برايت، همين و هيچ
آهنگ تارهای ولايت نشان،تويی
چون مرگ شانههای خودم را شکستهام
تسكين دردهای به ژرفا نهان،تويی
حسین حیدربیگی





