عایشه سمرقندیه
گفتم که تو را شوم، مدار اندیشه
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل؟ کآنچ دلش میخوانی
یکقطرۀ خون است و هزار اندیشه
گفتم که تو را شوم، مدار اندیشه
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل؟ کآنچ دلش میخوانی
یکقطرۀ خون است و هزار اندیشه
خلاصةالاشعار فیالرباعیات
انتباه: این رباعی به سبب بیمهری مصححان در دیوان خاقانی و حافظ نیز آمده است.
به کوشش رائق قریشی





