ای والیِ زمان، ز انصاف گوش کن

سروده ای از زنده یاد محمد علم ساحل به استقبال از زنده یاد عارف چاه آبی که گفته است:

در دست هر رذیل، همان گُرزِ رستم است
روز چاه آب، سخت پریشان و درهم است

در این ایجا «قریه دار» تلویحا اشاره به حاکمان روزگار است.

ای والیِ زمان، ز انصاف گوش کن
از جام غور، بادهء تحقیق نوش کن
چون موج آب،بخویش بپیچ و خروش کن
این فتنه های اتش مردم خموش کن
هر خان و بیک، بیژن و سهراب و رستم است
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
رشوت اگر چه رسم و رواج زمانه است
یعنی، رواج ضد حق و جاهلانه است
این امر،در زبان همه چون فسانه است
ارباب، در قلمرو رشوت یگانه است
زیرا که او شریک و پدر خوان حاکم
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
ای ناله !گوی، حضرت عالی جناب را
بیرون بر آر، کشتی طوفان آب را
مرهم گذار ،سینهء ریش کباب را
آتش گرفته خانهء صد شیخ و شاب را
جشن و برات و طوی غریبان، محرم است
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
از بسکه وضع مردم مادر تحول است
هشیارمست،جاهل او در تغافل است
نی سَیر انکشاف ونه فکر تکامل است
بیباک سُست وتنبل و بیکارکاهل است
تا کی طناب جهل، چنین سخت محکم است ؟
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
خوشدل شدیم مکتب بسیار شد بپا
از برق علم، خانه ئ ما روستا ضیاء
گردیم تا به دانش و فرهنگ، آشنا
از فیض علم ، اوج بگیریم در فضا
در سینه های ریش همه، علم مرهم است
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
« ساحل» به گیرو دار زمان، هوشیار باش
با یار گلعذار، لبِ جویبار باش
محو نگاه صنعتِ پرور دگار باش
دایم بفکر گردشِ لیل و نهار، باش
این عیش و نوش دهر، همه نیش گژدم است
از ظلم قریه دار، به هر خانه ماتم است
محمد علم ساحل

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *