غزل سید شمس الدین مجروح در وصف خلیل الله خلیلی

 

به دلها جای داری گر ز پیش دیدگان رفتی

خلیلی داغها بر سینه آخر از جهان رفتی
دریغا با دل پرخون و چشم خونفشان رفتی

چو دیدی میهنت در آتش و آغشته با خون شد
سپند آسا ازین مجمرتوباشور و فغان رفتی

نماندت طاقت بودن درین ما تمسرا دیگر
شبانگاه بیخبر از قوم و خویش و دوستان رفتی

بیاد میهن زیبا کشیدی ناله ها پرسوز
دل پرحسرت از دوری آن رشک جنان رفتی

مسافر گشتی و دور از وطن در گوشه افتادی
و زان جا سوی فردوس و بهشت جاودان رفتی

تو بردی عرض حال ما بد ربار خداوندی
به فریاد تظلم پیش شاه مرسلان رفتی

ز نخلستان کوهستان و تاکستان کوهدا من
مثال بلبل خوشخوان تو در فصل خزان رفتی

تو اندر علم و جسم خود فزون بودی ز هر شاعر
چرا از صحنه های امتحان ای پهلوان رفتی

نظامی بود و خا قانی دگر سلمان ساوجی
تو بودی کز بلاد ما به اوشاد همعنان رفتی

تو چون خوشحال بودی مرد شمشیر و قلم هردو
گهی با بزمیان بودی گهی با رزمیان رفتی

امام اهل ذوق و پیشوا بودی ادیبان را
چرا بگذار شتی جای و زجمع پیروان رفتی

تو بودی نهضت علم و ادب را کاروان سالار
درین صحرای نومیدی چرا زین کاروان رفتی

بود یادت به لوح خاطر اهل ادب محفوظ
به دلها جای داری گر ز پیش دیدگان رفتی

سید شمس الدین مجروح

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *