عزیزم، برگ گل خوب است، اما
لب گویندۀ تو، بهتر از اوست.
دهان غنچه رنگین است، لیکن
دهان و خندۀ تو، بهتر از اوست.
همیشه چشم نرگس، مست خواب است،
نگاه زندۀ تو، بهتر از اوست.
زند بر دیده، برق روی خورشید،
رخ فرخندۀ تو، بهتر از اوست.
مرا با سرو پا در گل، چه کار است؟
قد نازندۀ تو، بهتر از اوست.
چه سر بر داشته، می لافد این کاج!
به خاک افکندۀ تو، بهتر از اوست.
مسکو، ۱۹۳۷
لب گویندۀ تو، بهتر از اوست.
دهان غنچه رنگین است، لیکن
دهان و خندۀ تو، بهتر از اوست.
همیشه چشم نرگس، مست خواب است،
نگاه زندۀ تو، بهتر از اوست.
زند بر دیده، برق روی خورشید،
رخ فرخندۀ تو، بهتر از اوست.
مرا با سرو پا در گل، چه کار است؟
قد نازندۀ تو، بهتر از اوست.
چه سر بر داشته، می لافد این کاج!
به خاک افکندۀ تو، بهتر از اوست.
مسکو، ۱۹۳۷





