سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم

سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
کوکبه سوز فتح شد صولت بی‌سپاهیم
کشتی موج هستیم تا به مراد خس طپم
خورده ز خون ناخدا آب گل تباهیم
داغم و نوبهار را خلعت خرمی دهم
خشک گلی‌ست آفتاب از چمن سیاهیم
ناله گلزار بلبلم لیک ز شوق گوش گل
همره ناله بال‌زن شد لب دادخواهیم
خشک دمیده گلبنم از چمن هوس ولی
بلبل تنگ چشم را باغچه الهیم
مزرع ناامیدیم آب سموم خورده‌ام
دل ز بهشت می‌برد جلوه بی‌گیاهیم
زخمم و سوی سینه‌ها نامه تیغ می‌برم
بر صف حسن می‌زند جلوه کج کلاهیم
گرچه فصیحیم ولی خوانده زمانه یوسفم
تا فکند به چاه غم تهمت بی‌گناهیم
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *