دلم پای‌بند نسیم بهارست

دلم پای‌بند نسیم بهارست
جنون بر سر پای در انتظارست
خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق
به بازار خوبان زر سکه‌دارست
دل از مهر زلف و رخش برنگیرم
که از کفر و ایمان مرا یادگارست
مرا سوخت هجر تو صد ره ولیکن
همان دل به وصل تو امّیدوارست
چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است
به کام توهم می‌شود، روزگارست
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *