لعلِ خاموشت گر از موجِ تبسم دم زند

 

لعلِ خاموشت گر از موجِ تبسم دم زند
غنچه سازد در چمن پیراهن از خجلت قبا
بیدل

“لعلِ خاموش” کنایه از “لبِ خاموش” است و “موجِ تبسم” اشاره به “شُکوه تبسمِ” معشوق دارد.

باتوجه به آنچه گفته شد، نیای معانی (بیدل) می‌گوید: هنگامی که برلب خاموش تو تبسم موج زند (که منظورش بازتابِ زیباییِ تبسمِ معشوق در جغرافیای لب است) غنچه از شرمنده‌گی، قبا؛ یعنی جامه‌ی خجلت بر تن کرده و در برابر شُکوه و زیباییِ تبسمِ تو، در پیراهنِ خجلتِ ( شرمنده گی ) خود پنهان می‌ماند.

بیانِ مفاهیمِ تغزلی (لیریک) در دبستانِ هندی، همواره با ظرافت، ابهام و تُنُک خیالی‌های شاعرانه به همراه است؛ اما ویژه‌گی بیدل در مقایسه با سخن‌ورانِ دیگر در دبستانِ هندی این است که او با ترکیب‌سازی‌ های مبنی بر دریافتِ خودش مانند: ” لعلِ خاموش “و ” موجِ تبسم ” در این بیت، به هر روی‌کردِ شاعرانه، هوّیتِ سیالِ حسی می‌دهد و از هر واژه و مصطلحی در زبان، بربنیادِ شیوه‌ی برداشتِ خودش استفاده می‌کند.

نویسنده: جاوید فرهاد
ناشر: نشر سخنور | Sokhanwar.Com

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *