عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید

عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید گاهی امید هست که غافل توان رسید گم‌گشتگی کرشمة رهبر نمی‌کشد گر بگذری ز جاده به منزل…

Continue Reading...

عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم

عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم پروانه‌ایم و دور ز آتش نشسته‌ایم با آنکه عیش از دل ما نسخه می‌برد دایم چو زلف یار…

Continue Reading...

عمریست که در کوی بلا خانه نداریم

عمریست که در کوی بلا خانه نداریم گنجیم ولیکن دل ویرانه نداریم ننگست دلا سوختن از آتش دیگر در عشق سر منصب پروانه نداریم آخر…

Continue Reading...

عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند

عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند بخت بد بنگر! چنان بودم چنینم کرده‌آند در ازل چون طرح دریا ریختند از اشک من موج این دریا ز…

Continue Reading...

عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی

عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی زخمم همه تن، مرهم من بلکه تو باشی مشکل که برد دل ز کسی پیچش مویی در…

Continue Reading...

غصّه را دل نگشاید به جز از سینة ما

غصّه را دل نگشاید به جز از سینة ما تیرگی روی نبیند جز از آیینة ما تا ابد داغ جنون ترک سر ما نکند تا…

Continue Reading...

غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم

غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم ستم کردم به ناکامی، به محرومی جفا کردم هزاران شیوه در جور و جفا درج است خوبی…

Continue Reading...

غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت

غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت به حسرت دگرم حسرت تو وانگذاشت نداشتم سر و برگ کرشمه‌های طبیب خوشم که عشق تو درد مرا…

Continue Reading...

غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت

غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت رشک یاقوت لبت خون در رگ گوهر بسوخت حسرت بزم تو خورشید فلک را داغ…

Continue Reading...

غنچه را دل در بر آن لعل سخنگو بشکند

غنچه را دل در بر آن لعل سخنگو بشکند شعله را از بیمِ خُویش، رنگ بر رو بشکند گر برافشاند به تحریک نسیمی طرّه را…

Continue Reading...