شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود

شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود عرصة امیّد بر امیّدواران تنگ بود داغ غم در سینة من کامِ بالیدن گرفت ورنه جا…

Continue Reading...

شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود

شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود تمنّای دو چشمم توتیای خاک راهی بود نبود آن قوّتم از ناتوانی‌های دل، ورنه خرابی دو…

Continue Reading...

شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید

شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید غبار صبح به چشمم چو گرد سرمه درآید ز کبریای جمال تو چشم اشک‌فشان را بر…

Continue Reading...

شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح

شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح بدین درنگِ تو دارد کنایه‌های صریح لغت‌شناس صحاح زبان حال نیی و گرنه سوسنِ خاموش قایلی‌ست فصیح بلند جامة…

Continue Reading...

شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند

شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند عندلیب از گوشه‌ها کنج چمن خوش می‌کند دودة آشفتگی را یک خلف جز من نماند سال‌ها…

Continue Reading...

شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ

شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ خوش رفت روزگار و نکردیم هیچ حظّ باد مراد آفت ما شد درین محیط رفتیم بر کنار…

Continue Reading...

شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش

شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش محبّت نشئة سرشارش و دیوانگی شورش کدامین باده ساقی در قدح دارد دگر امشب که با هر قطره…

Continue Reading...

شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود

شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود نه صدف را سینه کردم چاک، یک گوهر نبود سیر آتش خانه‌ها کردم به…

Continue Reading...

شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد

شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد خوشا اقبال صیّادی که در دام شکار افتد گذشتم بر خزان باد بهارم خون به…

Continue Reading...

شکر خدا که باز به امداد همّتم

شکر خدا که باز به امداد همّتم جا داده عشق بر سر کوی ملامتم پیغمبرم به شرع محبّت، به کتف من باشد نشان سنگ تو…

Continue Reading...