سر فدای جانانست، کام افتخارست این
سر فدای جانانست، کام افتخارست این تن به خاک یکسانست اوج اعتبارست این قد چو سرو بستانست چهره چون گلستانست لب شراب مستانست مایة بهارست…
سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند مهرست کینه نیست که جا در دلش کند ساغر به جرم اینکه لبی بر لبش نهاد شیشه…
سفر عمر زیانست و درو سود عبث
سفر عمر زیانست و درو سود عبث حسرت بود چو اندیشة نابود عبث کس درین مرحله یارب به چه خرسند شود؟ فکر معدوم عبث حسرت…
سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد هرزه در پیش جوانان آبروی خویش برد همچو ترکش پر برآوردم ز تیر ناز او هر چه گویم،…
سوخت هر جا خستهای ما بیمحابا سوختیم
سوخت هر جا خستهای ما بیمحابا سوختیم زد بر آتش خویش را پروانه و ما سوختیم جلوة پرواز اوج فقر کار مشکلی است ما در…
سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
سودای تو از جان وفاکیش نرفتست داغت ز دل بیهدهاندیش نرفتست سیلاب فنا گر برد اسباب دو عالم چیزی به در از کیسة درویش نرفتست…
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد نوای جغد آتش بیتو در ویرانة ما زد چنان در قتل ما بازار رشک دلبران…
شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند سر خیل فتنه هر چه تو گویی چنان کند تاب نگه ندارم و داغم کزین ادا آن…
شب در نظارة رخش ابرام کردهایم
شب در نظارة رخش ابرام کردهایم صد کار پخته از نگهی خام کردهایم مازادة دیار قفس با شکست بال پرواز سرحدِ شکنِ دام کردهایم کاری…
شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم در دهان غنچه شکّر خنده را آتش زدم کردم از سوز درون شرمنده دوزخ را و باز…





