ز من دور آن پری پیکر به صد دستور میگردد
ز من دور آن پری پیکر به صد دستور میگردد به دل نزدیکتر از جان به ظاهر دور میگردد برای زخم تیرش سینة بیطالعی دارم…
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من ولی درد دلِ ناگفته گاهی میشنید از من من آن نامهربانیها که میدیدم نمیبینم نمیدانم…
ز من منّت بود سرو و سمن را
ز من منّت بود سرو و سمن را به خون دیده پروردم چمن را به جرم دوستی از دولت دل چهها بر سر نیامد کوهکن…
ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود به هر چه گوش فرا داشتم پیام تو بود اگر به جلوة طاووس، اگر به رفتن…
زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت تا توان کردن به سوی او نگاه از شش جهت وه که شد بر عضو عضوم…
زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ترسیدم از آلودگی دامن پاکت در پیش تو…
زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند
زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند چو لاله سر زند از خاک داغدار سپند ز چشم زخم خزان نیست آفتی ممکن که هست…
زلف او هر جانب افکندست دام غمزهای
زلف او هر جانب افکندست دام غمزهای از نگاهش بزم مستان را پیام غمزهای در تماشاگاه حسنش بیخبر افتاده است هر طرف نظّارهای در دست…
زلف را با تیرهبختی شد رخ جانان نصیب
زلف را با تیرهبختی شد رخ جانان نصیب پُر عجب نبود که کافر را شود ایمان نصیب بر در دارالشفای یأس رو تا بنگری داغ…
زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت چارهسازان چارة کاری که کار از دست رفت نه گلی در گلستان باقی نه برگی…





