ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا ولی دست هوس کوته نشد از گردن مینا چرا دود از دماغ میپرستان برنمیآرد که…
ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوشتر
ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوشتر که داد دلبران خوش باشد و بیداد از آن خوشتر تغافلهای عاشق تازهتر از ناز…
ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست
ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست اگر غلط نکنم تیرش از نی قندست گره ز طرَة خود باز اگر کنی چه شود گرهگشایی…
ز ضعفم بیتو بر تن از گرانی مو نمیجنبد
ز ضعفم بیتو بر تن از گرانی مو نمیجنبد نگه تا حشر ازین پهلو به آن پهلو نمیجنبد نمیجنبد به خون کس فلک را تیغ…
ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند
ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند خیال برد ز کارم وصال تا چه کند نشاط عیش جدا میکُشد ملال جدا کنون شهید…
ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد که شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشد امید زورقم خواهد گر انباری به دریایی که در…
ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد ز رنگ شعله دانستم که بیم خوی او دارد گمان داری که آزادند نزدیکان او؟…
ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست به وصف روی تو بلبل هزار دستانست به نخل قد تو کردیم سرو را نسبت بدین وسیله کنون سرفراز…
ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ میبینم
ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ میبینم شررواری گمان گر هست هم در سنگ میبینم به رنگ و بو میالا دامن خواهش درین گلشن که…
ز مژگان چند چون ابر بهاران
ز مژگان چند چون ابر بهاران سرشک لالهگون بارم چو باران به خاک کوهکن برمیفروزم چراغ لالهای در کوهساران خط سبزش مرا شوریدهتر کرد جنون…





