دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند چو جست از دامگاهی مرغ، دیگر باز ننشیند عجب دلکش فضایی عالم گمگشتگی دارد که عنقا در…
دلم پایبند نسیم بهارست
دلم پایبند نسیم بهارست جنون بر سر پای در انتظارست خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق به بازار خوبان زر سکهدارست دل از مهر زلف و رخش…
دلم خوشست اگر شکوهگر دعا بنویسی
دلم خوشست اگر شکوهگر دعا بنویسی که هر چه تو بنویسی بمدعّا بنویسی چو شکوة تو بهست از دعای هر که بجز تست چه لازمست…
دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد چو آفتاب مرا داغ سینه روشن شد کدام شمع کند خانه روشنم بیتو! مرا که پرتو خورشید دود…
دماغ سیر گلستان و گشت باغ ندارم
دماغ سیر گلستان و گشت باغ ندارم هزار کار به دل دارم و دماغ ندارم چه سود سوختن مغز چون دماغ تری نیست فتیله را…
دلی در سینه دارم مست و مدهوش
دلی در سینه دارم مست و مدهوش به جز یاد تو از یادش فراموش اگر زاهد بمیرد من نگیرم به جز حرف خط پیمانه در…
دماغم باج ذوق از نشئة سرشار میگیرد
دماغم باج ذوق از نشئة سرشار میگیرد گلم از تردماغی بر سر دستار میگیرد به دشمن کرد عهد من وفا یاری تماشا کن برای خاطر…
دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم
دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم زبان پیچیده در تقریر عرض مطلبی دارم خموشی بر لب شرمم به صد فریاد میگوید حلاوت جوشی زهری…
دو چشمت میل هشیاری ندارد
دو چشمت میل هشیاری ندارد ز خواب ناز بیداری ندارد ندارد خواب خوش بیمار چشمت چه بیماری که بیداری ندارد! سر بیماری آن چشم گردم…
دوران حیله باز زما روبرو برد
دوران حیله باز زما روبرو برد یک نان دهد به ما و هزار آب رو برد گردون تنگ عیش به یک قرص ساختست صبح از…





