در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم

در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم این مژده ز لعل لب دلدار شنیدیم بی چشم درین نامه بسی مسئله خواندیم بی‌گوش درین پرده بس اسرار…

Continue Reading...

در عشق تو ناله پیشة ماست

در عشق تو ناله پیشة ماست گریه ورد همیشة ماست از یک نگهش ز دست رفتیم چشم تو هزار پیشة ماست تا شیشة دل زدیم…

Continue Reading...

در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت

در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت در ادای درد دل،…

Continue Reading...

در عهد نگاه تو که صیاد شکیب است

در عهد نگاه تو که صیاد شکیب است در حلقة زلف تو کمین‌گاه فریب است در دیدة عشّاق تو طفلان نگه را در مشق حیا…

Continue Reading...

در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست

در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست غنچه از بی‌طاقتی خونابه نوش گل نشست بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن نالة…

Continue Reading...

در گلشن الست که نیرنگ برنداشت

در گلشن الست که نیرنگ برنداشت هر گل که داشت بوی وفا رنگ برنداشت جوش صلای عشق به هفت آسمان رسید این شور را به…

Continue Reading...

درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج

درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج ناسوز گشت زخم، به مرهم چه احتیاج اسباب تیره‌روزی من کم نمی‌شود بختم بلند باد، به ماتم چه…

Continue Reading...

دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد

دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد نشکست عهد دشمن تا استوار هم شد مردیم و از سر ما بخت سیه نشد دور وه…

Continue Reading...

درمانده دل به کار من و من به کار دوست

درمانده دل به کار من و من به کار دوست دل شرمسار من شد و من شرمسار دوست در گریه اختیار ندارم که داده است…

Continue Reading...

درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج

درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج گو دماغ خود مسوز اینجا مسیحا در علاج در فراق خویش ما را اندک اندک خوی ده درد…

Continue Reading...