تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را اگر از ناله وامانی دمی فریاد کن ما را فراغت هر سر مو را…
تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
تو سروری سرفرازی بر تو ختم است تو جانی دلنوازی بر تو ختم است زده داغ تو مُهرم بر در دل که یعنی عشقبازی بر…
جا بکوی یار ده ما را بجنّت جا مده
جا بکوی یار ده ما را بجنّت جا مده قسمت ما را بما امروز ده فردا مده ای دل سرگشته روزت را سیه خواهند کرد…
تو شمع بزم خوبانی مشو یکرو به پروانه
تو شمع بزم خوبانی مشو یکرو به پروانه بباید شمع را ناچار کردن خو به پروانه ز بال و پر زند بر شمع دامن گر…
جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
جا در دل پاک تو نمودن نتوانم چون گرد بر آن آینه بودن نتوانم مژگان شکند خار به چشمم شب دوری گر بخت شوم بیتو…
جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب عمر جاویدست میگردد کسی را کم نصیب تیشة غمّاز راز کوهکن را فاش کرد…
جدا از دوستان در مرگ میبینم رهائی را
جدا از دوستان در مرگ میبینم رهائی را براندازد خدا بنیاد ایّام جدایی را درین کشور رواج سست عهدی از تو پیدا شد به نام…
جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمیداند
جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمیداند دلم ذوق تپیدن، دیدهام دیدن نمیداند نیارم گفت حال خویش پنداری درین کشور کسی درد دل…
جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی
جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی مرا از دام خود سر دادی و خود را رها کردی چه کردی بیمروّت بیحقیقت…
جدا ز طرّة تابیدة تو میتابیم
جدا ز طرّة تابیدة تو میتابیم به یاد لعل تو خونین جگر چون عنّابیم از آن چو موج نبینیم روی ساحل را که پا شکستة…





