به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش میگردد
به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش میگردد تو چون حرفی زنی گل پای تا سر گوش میگردد اگر دیرآشنا باشد دلت، شادم که…
به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب
به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب برفروزی چو رخ، آتش شود از خوی تو آب تو به این مایه حیا باز…
به گوش درد دلم گاه گاه میرسدش
به گوش درد دلم گاه گاه میرسدش پیام ناله و تقریر آه میرسدش نکرده فرق ز می خون عاشقان طفلی است فرشته گر ننویسد گناه،…
به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد سیاه مست ندانم دگر چه فن دارد! به هدیه جان دهم از بهر بوسهای و هنو درین…
به مهر آموختیم آن طفل را بیمهریش فن شد
به مهر آموختیم آن طفل را بیمهریش فن شد طلسم دوستی تعویذ او کردیم دشمن شد ندانم جلوهاش را چیست خاصیّت ولی دانم که هر…
به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد خم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد به دست ما اسیران بلا…
به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را به دامن تیز کردم آتش پروانهٔ خود را نه جرم چشمهساران بود و نه تقصیری از…
به لب تا نغمة عیشم قرین است
به لب تا نغمة عیشم قرین است مدار چرخ برچین ِ جبین است شکوهم مانع افتادگی نیست سرم بر چرخ و رویم بر زمین است…
به نومیدی ستم باشد ز راه دوست برگشتن
به نومیدی ستم باشد ز راه دوست برگشتن چو اشک و آه عاشق تا توان زیر و زبر گشتن پی دیدار آن با هر نگاهی…
به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآید
به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآید به هر جا روی خوش بینم رخ او یاد میآید تو برگ گل به این نازکدلیها، چون…





