بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار

بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار چشم صراحی سفید گشت ز بس انتظار قرب وی و بعد من چیست چو با هم شدیم…

Continue Reading...

بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد

بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد پیچد چو زلف دست به رخسار او نهد ترسم درازدستی آن زلف خیره را آخر مباد…

Continue Reading...

بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم

بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم دارد چمنت برگ گل و سبزة تر هم شیرینی و شوری ز شکر خنده و دشمنام…

Continue Reading...

برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن

برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن درآ در جلوه و از داغ حسرت لاله‌زارم کن شرم چون کشتة ناز تو بهر خونبهای من…

Continue Reading...

بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها

بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها در راه سیلاب فنا پستند این دیوارها بار تعلّق پرگران، جانِ بلاکش ناتوان بر دوش…

Continue Reading...

برین مباش که قانون تازه ساز کنی

برین مباش که قانون تازه ساز کنی به قول بلهوس از عاشق احتراز کنی تمیز عاشق و اهل هوس نمی‌داند به جان خویش که خاطر…

Continue Reading...

برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست

برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست بینوایان را چراغ خانه و محفل یکی‌ست لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشست قدر…

Continue Reading...

بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد

بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد بس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماند قطرة…

Continue Reading...

بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام

بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام غصّه‌ها حل کرده و در حلق مینا کرده‌ایم غیر شرح بیقراری نیست در طومار موج ته بته…

Continue Reading...

بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری

بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری بی‌ادب لب به لب آه و فغان نگذاری همّت آنست که بی‌برگ درآیی به چمن زحمت برگ‌فشانی…

Continue Reading...