ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما

ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر آخر ببین…

Continue Reading...

ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را

ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را عکست برشته در حسن رخسار لاله‌ها را مهر بتان نوشته در سینه‌های عشّاق وز داغ عشق کرده…

Continue Reading...

ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منه

ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منه آب از جو می‌خور و لب بر لب دریا منه گر دل سنگین نداری در درون…

Continue Reading...

ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد

ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد در سینه‌اش نخست دل سنگ می‌دهد شادم ز تنگی دل خود کایزد از ازل درد تو بیشتر…

Continue Reading...

ای مشرب خوشت به جهان یادگار عیش

ای مشرب خوشت به جهان یادگار عیش عهد تو روزنامچة روزگار عیش کس در بهشت بزم تو غم چون خورد که هست لعلت شراب عشرت…

Continue Reading...

این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا

این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا می‌کنی ای دانه استعداد را باطل چرا دل ازین منزل به جای زاد بردار و برو…

Continue Reading...

این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش

این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش بر کِشتة عشّاق سمومست نسیمش یک عمر نفس سوختم و نرم نکردم آن دل، که به یک ناله…

Continue Reading...

آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم

آینه‌ام خیال تو تصویر می‌کنم خود را ز سادگی به تو تعبیر می‌کنم آیینه را ز دست تو بر سنگ می‌زنم درد دلی به پیش…

Continue Reading...

آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد

آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد آنگاه از فروغ رخت آفتاب شد روز ازل ز شعلة حسن تو یک شرار بر آسمان شد…

Continue Reading...

آیینة هر لاله عذارست دل ما

آیینة هر لاله عذارست دل ما خوش در بدر از جلوة یارست دل ما یکرنگی صد رنگ مخالف چه بلایی است هر جا صنمی، آینه‌دارست…

Continue Reading...