آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
آنان که در ادای سخن کوتهی کنند تشبیه قامت تو به سرو سهی کنند دردی کشان بزم تو از بهر احتیاط گر مستییی کنند به…
آنانکه پی به راه توکّل فشردهاند
آنانکه پی به راه توکّل فشردهاند صاف رضا ز درد تحمّل فشردهاند غافل مشو ز ساغر سرشار التفات کاین جرعه را ز تیغ تغافل فشردهاند…
آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود دل اغیار ازو جلوهگه شادی بود خط برآوردی و عشاق پراکنده شدند این خط سبز تو گویی خط…
آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی بیوفا پرور کسی، ظالم کسی، کافر کسی تا تواند سوختن داغ جنون بر سر کسی نیست عاقل…
آه جگر ماست که آتش شرر اوست
آه جگر ماست که آتش شرر اوست مژگان تر ماست که صد ابر تر اوست زلف تو که چون راهزنان گوشه گرفتست هر فتنه که…
آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند آسان مگیر نالة زار مرا به گوش کاین دود…
آهی از دل از پیِ دفعِگزندی میکشیم
آهی از دل از پیِ دفعِگزندی میکشیم چشم بد را سرمه از دود سپندی میکشیم تا شبی سر و قد او سایه بر ما افکند…
اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من تیرهبختی سر به گردون ساید از اقبال من بس که در افتادگیها گرد بر رویم نشست خاک بر…
ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص
ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص گشته با تشریف گرد بارگاهت عام و خاص در نفس از لاف مهرت صبح ابیض…
ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث
ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث اشراقیان مدرسة عشق را بود جز با زبان گوشة ابرو…





