اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی
اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی ز سبزة پر پروانه در چمن بنشینی هزار سال به دشمن نشینی و بشکیبی دلت بگیرد اگر لحظهای…
اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن دگر بر کف نگیرد شاخ گل پیمانه در گلشن چنان چشمت میان اهل دل آوارگی افکند که…
اگر دو روز از آن کو خبر نمیآید
اگر دو روز از آن کو خبر نمیآید دلم ز وادی حیرت به در نمیآید هزار مرحله طی کردهایم در هر گام غنیمت است که…
الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها
الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها که اقبال تو آسان کرد بر ما حلّ مشکلها الا ای کعبة مقصود رخ بنما که تا…
اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت به مهربانی من در جهان کسی کم سوخت به نسبت تو چنان ذوق سوختن عام است که در کنار…
الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را نمکزار تبسّم کن لب زخم دل ما را مباد آسیب تدبیر گشایش ره درو یابد…
الهی تا بود دنیا تو باشی
الهی تا بود دنیا تو باشی نباشد درد و غم هر جا تو باشی بود تا عشق را دلهای مجروح الهی مرهم دلها تو باشی…
الهی فیضِ مشرب ده که دلگیرم ز مذهبها
الهی فیضِ مشرب ده که دلگیرم ز مذهبها نمیدانم چه میخوانند این طفلان به مکتبها مشقّتهای راه آمد برای راحت منزل اگر مقصد تویی پس…
آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
آمد بهار و خانه به زندان شریک شد چاک جگر به چاک گریبان شریک شد هر تار جامه با تن نازکدلان عشق در دشمنی به…
امشب دگر نگاه کجت جاودانه است
امشب دگر نگاه کجت جاودانه است کج مج زبانی سر زلفت بهانه است رخشت که زیر پا فلکش برقرار نیست سرگرم کرده نگهت، تازیانه است…





