از بیکسیم دوش دل سوخته کس بود
از بیکسیم دوش دل سوخته کس بود آیینه چراغ سر بالین نفس بود گل تا سحر از پرتو داغ دل بلبل پروانة گرد سر فانوس…
از پی قتلم دگر، درد و غم، آمادهاند
از پی قتلم دگر، درد و غم، آمادهاند همچو دو ابروی یار پشت به هم دادهاند پای گریزم نماند وای که در خون من لشکر…
از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را من خود به امّید خطر خوش کردهام این راه را در وادی عشق و جنون…
از دعا گویا اثر بازم به مطلب میرسد
از دعا گویا اثر بازم به مطلب میرسد کز لبم تا عرش امشب جوش یارب میرسد شعله آشامیم و دوزخ در ته مینای ماست بادهنوشان…
از دل هوای وصل تو کی میرود برون
از دل هوای وصل تو کی میرود برون کی نشئه از طبیعت می میرود برون امشب ز شرم نالة زارم نفس نزد این عقده کی…
از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین
از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین هست نقش سجدة او سرنوشت هر جبین مهر، خار راه او پیوند مژگان میکند ماه گَردِ…
از ره کوی تو چون بانگ جرس میآید
از ره کوی تو چون بانگ جرس میآید جان بر لب شده از بوی تو پس میآید جذبة شوق چو آهنگ کشش ساز کند شعله…
از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارک
از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارک بر هر که سر ندارد این درد سر مبارک دل بر قفس نهادن آزاد کرد ما را…
از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم
از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم دامست به که از سر این دانه بگذریم زان پیش ترکه عمر به افسانه بگذرد یک دم بیا…
از عشق که جان در تن بیمار حزین است
از عشق که جان در تن بیمار حزین است معشوق مزلّف نفس باز پسین است عمری صفت زلف و خط و خال تو کردیم یک…





