ای رفته به پای خود به جایی که مپرس
ای رفته به پای خود به جایی که مپرس وز دست خودی تو در بلایی که مپرس از مس وجود خود دمی بیرون آی تا…
ای سرو ریاض آشنایی که تویی
ای سرو ریاض آشنایی که تویی وی شمع طراز روشنایی که تویی خواهی که غلط نیفتدت رندی کن وامانده کوی پارسایی که تویی
ای شاه جهان،از تو نیاید آزار
ای شاه جهان،از تو نیاید آزار دانا دل و عالمی و بختت بیدار بر خاک درت فتاده ام زار و نزار از روی کرم ز…
ای عور شده ز کسوت بیچونی
ای عور شده ز کسوت بیچونی برحسن و جمال خوشتن مفتونی فی الجمله اگرچونی،اگر بیچونی در هر صفتی که بینمت موزونی
بودیم درین عالم فانی رفتیم
بودیم درین عالم فانی رفتیم زین ملک بملک جاودانی رفتیم گشتیم ز ملکت تن خود بیزار از ملکت تن بملک جانی رفتیم
بر گریه و بر زاری من رحمت کن
بر گریه و بر زاری من رحمت کن بر مفلسی و خواری من رحمت کن بر ناله وبیداری من رحمت کن بر فقر ونگونساری من…
بر دیده چون سحاب من رحمت کن
بر دیده چون سحاب من رحمت کن بر سیل سرشک ناب من رحمت کن بر جان و دل خراب من رحمت کن بر زاری و…
تا بر سر کوی عاشقی منزل ماست
تا بر سر کوی عاشقی منزل ماست سر ازلی و ابدی حاصل ماست تا نشئه عشق تو در آب و گل ماست سر نامه نامها…
تا در پی مخزن معانی رفتیم
تا در پی مخزن معانی رفتیم در بحر محیط لامکانی رفتیم دیدیم بسی محنت و تاریکی و غم تا بر سر آب زندگانی رفتیم
تا یار مرا نمود ازصد جارو
تا یار مرا نمود ازصد جارو بر خاک درش نهاده ام صد جارو من خانه دل را زده ام صدجارو تا گشت مرا بیمن دولت…





