ناوک غمزه می زند بر دل من نگار من

ناوک غمزه می زند بر دل من نگار من صد پی اگر جفا کند، صدق و صفاست کار من خسرو بی نظیر من، حاکم من،…

Continue Reading...

نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟

نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟ در وصف حق نه هیچ سخن گفت و نه شنید حظ از حواس داشت، زمعنی نداشت جان نقش جهان…

Continue Reading...

نقاره سحری قصه‌ای نهان دارد

نقاره سحری قصه‌ای نهان دارد ولی به خود نه حکایت، نه داستان دارد ولی چو چوبک عشقش رسید یعنی «قل » به غلغل آید و…

Continue Reading...

نگین سلیمان بدیوان که داد؟

نگین سلیمان بدیوان که داد؟ سریر سلاطین بدربان که داد؟ صفات کمال خداوند را بدست مرنج و مرنجان که داد؟ گرت رنگ وبویی از آن…

Continue Reading...

نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را

نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را کزین درگاه می رانند دایم دربدر ما را ازین معنی چه دلشادم، قرین دولت افتادم ازین…

Continue Reading...

نمی‌توان خبری دادن از حقیقت دوست

نمی‌توان خبری دادن از حقیقت دوست ولی ز روی حقیقت حقیقت همه اوست بیا، که وصف جمال تو می‌رود، بشنو بیا، که قصهٔ صاحبدلان به…

Continue Reading...

نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد

نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد تو نازنینی و ناز تو نازنین باشد قیامتست برآن رخ نقاب زلف،اما نقاب چون بگشایی قیامت…

Continue Reading...

نه تنها من خراب و مست یارم

نه تنها من خراب و مست یارم همه مستند در دار و دیارم از اول کار دل هم عاشقی بود بآخر عاشقی شد کار و…

Continue Reading...

نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری

نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری نه مخبری و نه مستخبری، عجب کوری! ازین خرابه غفلت برون خرام، ای دل یقین بدان به حقیقت…

Continue Reading...

نهال دولتم را گل بر آمد

نهال دولتم را گل بر آمد قیامت شد،که گل بر منبر آمد مواعظ گفت،اما نکته این بود که عشق از هر دو عالم بر تر…

Continue Reading...