منم و عشق سرکش عیار
منم و عشق سرکش عیار «ثانی اثنین اذهما فی الغار» عشق چبود؟ بگو بلای عظیم عقل چبود؟ بگو که دارا دار اول و آخر زمین…
مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟ که جمالش همگی نور دل و دیده ماست من بدان یار گرامی برسیدم دیدم که همه نور تجلی…
موسی صفتان را، که درین طور مقامست
موسی صفتان را، که درین طور مقامست از درد تو مستند گروهی ز دوا مست آن خال سیه جانب آن زلف دلاویز وصفش نتوان گفت…
موسی بکوه طور بنور عیان رسید
موسی بکوه طور بنور عیان رسید توفیق وصل یار عنان در عنان رسید شادند اهل عالم و هنگام شادیست کاندر زمانه مهدی آخر زمان رسید…
می کشد آن حبیب فرزانه
می کشد آن حبیب فرزانه چشم را سرمه، زلف را شانه می رود در فضای ملک وجود «اینما کان » و «حیث ما کانه »…
میان باطن جانی و جان تویی، ای جان
میان باطن جانی و جان تویی، ای جان همه تویی، بهمه حال، آشکار و نهان مرا که دل بخرابات می کشد چه کنم؟ حدیث توبه…
میان آتش سوزان علم فراخته ایم
میان آتش سوزان علم فراخته ایم سعادت دو جهان در ادب شناخته ایم ز من مپرس که دنیا و آخرت چونست؟ که روز اول این…
میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
میان مجلس رندان حدیث فردا نیست بیار باده، که حال زمانه پیدا نیست مگر بمجلس ما محتسب نیاز آرد که ناز را نخرند از کسی…
میسرت نشود عاشقی و مستوری
میسرت نشود عاشقی و مستوری بوصل راه نیابی، بوصف مغروری اگرچه قبله شهری، ازین حدیث ملاف که این سخن ز تو دورست و تو ازین…
ناگهان در تاخت عشقت، ملک جان یغما گرفت
ناگهان در تاخت عشقت، ملک جان یغما گرفت آتش سودای عشقت در دل شیدا گرفت در بلا افتاده بوداین دل،که فکرپست داشت چون ببالا رفت…





