من ز سودای تو سرگشته و سرگردانم
من ز سودای تو سرگشته و سرگردانم گه بپهلو روم و گاه بسر غلتانم گر کنی بر من بیدل نظری از سر لطف مکنت هر…
من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟
من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟ آشفته و رسوای جهانم چه توان کرد؟ با یاد سر زلف چو زنجیر تو دایم در حلقه سودازدگانم…
من عشقم و عشق من چه پرسی؟
من عشقم و عشق من چه پرسی؟ جانم همگی، ز تن چه پرسی؟ از سر تا پای محو یارم اینست سخن، سخن چه پرسی؟ از…
من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟ جویای لقا گشتم، تا چند ز مهجوری؟ گویند که نتوان دید آن یار گرامی را آری…
من و معشوق و جام ناب صباح
من و معشوق و جام ناب صباح بگشا بر من این در،ای فتاح در در بسته از کرم بگشا در در بسته را تویی مفتاح…
من معدن اسرارم، اما بنمی گویم
من معدن اسرارم، اما بنمی گویم من ابر گهربارم،اما بنمی گویم در خانقه صورت در زاویه معنی من طالب آن یارم،اما بنمی گویم در آرزوی…
منت از دل بصد جان دوست دارم
منت از دل بصد جان دوست دارم منت از جان بصد دل بردبارم مرا در هر دو عالم جز تو کس نیست تویی در هر…
منت خدای را، که در اطوار ما و طین
منت خدای را، که در اطوار ما و طین در قید مال و جاه نشد جان نازنین در هر نفس بصدق و صفا ذکر جان…
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند معشوق را ببین که ز صد یک نشانه ماند تا آتش هوای تو در دل زبانه زد مارا…
منم و چشم رمد دیده و نور خورشید
منم و چشم رمد دیده و نور خورشید بتور روشن،بهمه حال، مرا چشم امید روی زیبای تو فرخنده و رخشان دیدم بی نصیبست ازین عین…





