مقررست و معین بحجت و برهان
مقررست و معین بحجت و برهان که غیر دوست کسی نیست در مکین و مکان هزار بار بگفتم، هزار بار هزار که قدر خود بشناس،…
مقام ما بسر کوی یار خواهد بود
مقام ما بسر کوی یار خواهد بود که بر بهشت برین اختیار خواهد بود بهر کجا که نشینم دمی، ز فرقت تو زخون دیده و…
مقررست و معین، برای اهل کمال
مقررست و معین، برای اهل کمال هزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمام شراب ناب الهی، ز…
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست این کار اگر برآید، پس کار کار ماست ما در میان نار محبت بسوختیم بعد از فنا…
من از سودای جانان نیم مستم
من از سودای جانان نیم مستم بده، ساقی، می گلگون بدستم مرا جام آر، از آن خم دل افروز که من این شیشها درهم شکستم…
مگو ز سختی این ره، چو دوست همراهست
مگو ز سختی این ره، چو دوست همراهست مجوی حیله درین ره، که یار آگاهست اگر تو جان و دلت را بیاد حق داری همیشه…
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟ که روح القدس جانت را ندیمست اگرچه راه دشوارست آخر که امداد از مددهای کریمست تو عاشق باش و…
من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
من اگر توبه شکستم کرمش موفورست پیش دریای کرم توبه من محصورست جرم بخشیدن و الطاف نمودن کرمست چه توان گفت؟ که این واعظ ما…
من بیچاره سودا زده سرگردانم
من بیچاره سودا زده سرگردانم که باوصاف خداوند سخن چون رانم؟ من و توحید تو؟هیهات! دلم می لرزد این قدر بس که حدیثت بزبان می…
من بجانان زنده ام، گر باز دانی این سخن
من بجانان زنده ام، گر باز دانی این سخن عاشقی باشی، یقین، از عاشقان ذوالمنن چون شراب ناب عرفان نوش کردی جم شدی در طریقت…





