ما در جهان کون برای تو آمدیم
ما در جهان کون برای تو آمدیم بهر تو آمدیم و برای تو آمدیم در تنگنای خاک بماندیم عمرها در تنگنای غم بفضای تو آمدیم…
ما در دل و جان آتش سودای تو داریم
ما در دل و جان آتش سودای تو داریم و اندر دو جهان عشق و تمنای تو داریم مستیم بحدی که سر از پای ندانیم…
ما در هوای عشق تو سرمست بادهایم
ما در هوای عشق تو سرمست بادهایم چون شمع روشنیم و به خدمت ستادهایم از ما مپیچ روی، که هنگام صبح و شام بر خاک…
ما در طلب دوست فراوان بدویدیم
ما در طلب دوست فراوان بدویدیم بسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاد از دولت دیدار تو بر عرش…
ما را هوای باده نابست در درون
ما را هوای باده نابست در درون این خاطر از درونه ما کی شود برون؟ ساقی، بیار باده خوش رنگ خوش گوار در جام لعل…
ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیم
ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیم جامی ز دست دوست بصد جم نمیدهیم ما عاشقان روی حبیبیم و عاقبت دار الجمال را بجهنم نمیدهیم…
ما عاشق و رند و پاکبازیم
ما عاشق و رند و پاکبازیم در قبله عشق در نمازیم در سوز بمانده ایم چون عود در چنگ غمیم، تا چه سازیم؟ تا ذره…
ما سوز عشق را به دو عالم نمیدهیم
ما سوز عشق را به دو عالم نمیدهیم به یک جرعهای ز جام به صد جم نمیدهیم نامحرمان ز صحبت ما غافلند و ما این…
ما که مستان خرابیم درین دیر مغان
ما که مستان خرابیم درین دیر مغان غیر ازین دیر ندیدیم دگر دار امان عقل از قصه مستان بشکایت آمد گفتم ای جان جهان، قصه…
ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال
ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال ما را چه بود گر بشناسی بهمه حال؟ ای خواجه سر سال شد و نوبت مستیست مستان خرابیم،…





