گفت نور آسمانست و زمین
گفت نور آسمانست و زمین وصف حق را رحمة للعالمین این روایت را که داند؟ راهرو وین هدایت را که بیند؟ راه بین گرنه ای…
گفت حق «کل من علیها فان »
گفت حق «کل من علیها فان » بفنا راضیم برغبت جان مشکل «کان » ز «شان » شود روشن مشکل «شان » ز جان الله…
گریبان میدرم هردم که دامان درمکش از ما
گریبان میدرم هردم که دامان درمکش از ما که ما مشتاق دیداریم و رند و عاشق و شیدا به چشم مست میگونت بگو ای ترک…
گم کردهایم راه و ندانیم پیشگاه
گم کردهایم راه و ندانیم پیشگاه زان سوتَرَک رویم، کزان سوتَر است راه شب تا سحر ز گریه ما هیچ کس نخفت تا روی دل…
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود خوش سلسله ای بود، که در گردن ما بود هر حال که در حسن مودت دل ما داشت…
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟ حس نداری، گر ندانی بوی دوزخ از بهشت خوار…
لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم
لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم گرچه مستیم ولی فن ترا می دانیم چند گویی ز کجا و چه نامی؟ برگو بسر خواجه…
لب عالم منم،چه لب؟لب لب
لب عالم منم،چه لب؟لب لب منکر این سخن مباش، «فتب » عقل و جانم ربود و حیران ساخت این بود شاق عشق ونشائه حب گر…
ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست جان در سماع عشق ز معشوقه الست پیدا ز نور روی تو گشتیم در جهان ما ذره…
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین ما در هوای عشق تو داریم عقل و دین هرجا که هست بنده عشقیم، لایزال دل را نگاه…





