فتنه در خواب قیامت خفته بود
فتنه در خواب قیامت خفته بود چشم بیدار تو خوابش در ربود تا چو گل از پرده بیرون آمدی در گلستان عام شد بانگ سرود…
فرو ریختی باز در جام جود
فرو ریختی باز در جام جود بعمدا شرابی که هوشم ربود ازین جام تا جرعه ای خورده ام سرم در سجودست و جان در شهود…
فداک عقلی و روحی، که راحت جانی
فداک عقلی و روحی، که راحت جانی مرا بدرد سپاری و عین درمانی ز پا فتاده ام، از دست رفته، دستم گیر نگویمت بچه غایت،…
غیر از تو کس دگر نداریم
غیر از تو کس دگر نداریم وز تو نفسی بسر نداریم ماییم و دلی بهر دو عالم جز کوی تو مستقر نداریم گویند که عشق…
فرودی باشد و ننگ و جودی
فرودی باشد و ننگ و جودی که نبود پیش جودت در سجودی مراگویی چه میگویی؟ چه گویم؟ ثنای شاهد فرد ودودی همه ذرات در رقصند…
فروغ نور رخت آفتاب تابانست
فروغ نور رخت آفتاب تابانست ولی چه سود؟ که از چشم خلق پنهانست دقیقه ایست درین عشق مست عالم سوز در آن دقیقه نظر کن،…
فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز
فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز هر کجا یابی نشانی هستی ما را بسوز با وجود آنکه دریا جرعه جام منست بر…
فقر میگفت که من خسرو جاویدانم
فقر میگفت که من خسرو جاویدانم شاه میگفت که من سایهٔ آن سلطانم فقر می گفت بهر حال منم شمس منیر شاه میگفت من اینجا…
قصه ای نو رسید از اسرار
قصه ای نو رسید از اسرار «لیس فی الدار غیرکم دیار» عقل در مدعای دارا گیر عشق بر مقتضای دار و مدار بسط بحر حیات…
قمری دارم کین چشم نهان خانه اوست
قمری دارم کین چشم نهان خانه اوست دل و جان عاشق آن نرگس مستانه اوست من ازان یار چه گویم؟ که عجب دلداریست! شمع جانست…





