عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست

عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست این جمالیست که از جمله جهان جان تر است عشق و مستوری و عفت که شنیدست…

Continue Reading...

عشق و معشوق و عاشق حیران

عشق و معشوق و عاشق حیران هر سه یکیست در طریق عنان هر سه یکیست در طریقت عشق عشق و معشوق و عاشقی همه دان…

Continue Reading...

عشقش بخاک بردم و گفتم که یا ودود

عشقش بخاک بردم و گفتم که یا ودود «ارحم لنا» که غیر تو کس نیست در وجود طاقت نداشت نور خرد پیش نار عشق خود…

Continue Reading...

عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا

عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا یا رب، چه چاره سازم این درد را مداوا؟ عقلست در تفکر، عشقست در تحیر این…

Continue Reading...

عمریست که سودای سر زلف تو داریم

عمریست که سودای سر زلف تو داریم دیریست که از نرگس مستت بخماریم ما آب روانیم و تو دریای حیاتی جویای توایم، از همه رو…

Continue Reading...

عید و بر قندان تویی، ای جان جان جان من

عید و بر قندان تویی، ای جان جان جان من صد هزاران جان فدای عید و بر قندان من من در آن حسن جهانگیر تو…

Continue Reading...

عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟

عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟ ایام بهار آمد، پژمرده چرا باشم؟ چون آتش آن هادی در تافت درین وادی در رقصم و در…

Continue Reading...

غرق آن بحر محیطست دل شیدایی

غرق آن بحر محیطست دل شیدایی غرق آن بحر چنان شو،که ازو برنایی طبل پنهان مزن،ای دوست، دگر زیر گلیم که کلیمی و ملک سای…

Continue Reading...

غلطی نیست در حساب و شمار

غلطی نیست در حساب و شمار صد هزارست و صد هزار هزار بر جنید این سخن چو تافت بگفت «لیس ف جبتی سوی الجبار» آن…

Continue Reading...

غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست

غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست بنام گفتمش این غم ولی نه غم، نعمست زد رد درد تو مستیم و فاش…

Continue Reading...