شفای جان مرا چیست؟ کز من آزردست

شفای جان مرا چیست؟ کز من آزردست کنون که خون دلم ریخت، جان و دل بر دست فغان من همه زآنست کآن حبیب قلوب هزار…

Continue Reading...

شکی نماند که جز دوست در جهان کس نیست

شکی نماند که جز دوست در جهان کس نیست معینست که پیدا و در نهان کس نیست هزار بار گواهی دهند ملک و ملک که…

Continue Reading...

شور جهان ز شکر آن دلستان ماست

شور جهان ز شکر آن دلستان ماست دل ارغنون و روی تو چون ارغوان ماست من در تو خود کجا رسم؟ ای یار نازنین کان…

Continue Reading...

شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد

شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد آدم از خلوت عزت بتماشا آمد لمعه ای از رخ زیبای تو بر عالم زد این همه نور…

Continue Reading...

صبح ازل ز مشرق انوار بردمید

صبح ازل ز مشرق انوار بردمید از نور روی یار به ما لمعه‌ای رسید ایام هجر یار ز اندازه درگذشت صبحی ز نو برآمد و…

Continue Reading...

صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود

صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود کارش نکو بود اگرش جست و جو بود واعظ، مکن مبالغه، ترسم که زهد ما در راه عشق…

Continue Reading...

صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟

صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟ میان صحن گلستان خروش مستانست چه حالتست سمن را که سرگران شده است؟ چه بود سرو سهی را…

Continue Reading...

صدبار فکر کردم و صد راه آزمود

صدبار فکر کردم و صد راه آزمود بیچارگیست چاره،زیانست عین سود فریاد جان ما همه از درد دوریست گرنیست آتشی ز کجا خاستست دود؟ گرمنع…

Continue Reading...

صفیر مرغ جان اسرار گوید

صفیر مرغ جان اسرار گوید و لیکن با دل بیدار گوید پشیمان گردد اندر آخر کار که سر گنج را با مار گوید سخن از…

Continue Reading...

صلای کافری و غارت مسلمانی

صلای کافری و غارت مسلمانی در آن زمان که ز رخ زلف را برافشانی بدام زلف تو افتاده است این دل من گذشت عمر عزیزم…

Continue Reading...