سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی که: چون تو تازه گلی کی رسد به همچو منی؟ مبالغه است و دریغست و حیف می آید که…
سوی می خانه میکشی دستم
سوی می خانه میکشی دستم عاشق و مفلس و تهی دستم شهره کردی مرا بهر دو جهان بزمانی که با تو بنشستم من چه گویم؟…
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی بگو از دار ملک آشنایی زهی عشق جهان سوز جهان سوز گهی ثعبانی و گاهی عصایی چه باشد ملک؟…
سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار
سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار دیده گریانست و جان مشتاق و دل امیدوار عشق خونریزست و من حیران و صبرم منهزم تیر…
سید سادات عالم غیر انسان نیست کس
سید سادات عالم غیر انسان نیست کس زاهد افسرده دل از دور میراند فرس هر دلی در مظهری دیدست این انوار را آدم اندر «علم…
شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد
شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد سرنگهدار،که آن مونس دلدار آمد یار از خلوت جان جانب بازار رسید گل بقنطار شد و مشک بخروار آمد…
شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟ به صد دفتر نشاید داد شرح درد مهجوری تو خدمت میکنی حق را، برای «جنت الماوی…
شریعت در طریقت مستعینست
شریعت در طریقت مستعینست شریعت راه فخرالمرسلینست شریعت شیوه مردان راهست شریعت شاهراه مستبینست شریعت حکمت مردان راهست شریعت قصه حبل المتینست شریعت از امور…
شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب بانگ عشق تو بگوشم رسد از چنگ و رباب نفسی بیش نماندست ز بیمار غمت آخر،…
شراب آتشین آمد ز دست ساقی جانها
شراب آتشین آمد ز دست ساقی جانها بنوش این جام آتش را، «توکلنا علی المولا» شراب ارغوان درکش، مترس از آب و از آتش به…





