دلدار من از خانه ببازار برآمد
دلدار من از خانه ببازار برآمد ناگه بسر کوچه خمار برآمد گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانها صد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد دعوی…
دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست در غار وحدتیم و همو یار غار ماست ما شیر شرزه ایم درین عرصه وجود گرگی که اندرین گله…
دلم از جور تو بسیار شکایت دارد
دلم از جور تو بسیار شکایت دارد وقت آن شد که شکایت بحکایت آرد مدتی بود که اندر هوست جان می داد وقت آن شد…
دلم از زلف تو آشفته و سرگردانست
دلم از زلف تو آشفته و سرگردانست جان بدیدار تو شادست ولی حیرانست عشق دریای محیطست، بتحقیق بدان جدول اوست، اگر قلزم، اگر عمانست با…
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد دیده از طلعت زیبای تو نوری دارد با خیال توچه گویم؟همه شب تابسحر دل غمدیده درین وقت حضوری…
دلم از شوق تو خونست و ندانم چونست
دلم از شوق تو خونست و ندانم چونست در درون شوق وصالت ز بیان بیرونست دیده گریان و جگر خسته و خاطر غمگین سینه مجروح…
دلم از عشق تو مست است و جان مست
دلم از عشق تو مست است و جان مست جهان مست و زمین مست، آسمان مست همه عالم خرابات تو آمد جهان اندر جهان، اندر…
دلم از غصه هجران تو اندر شورست
دلم از غصه هجران تو اندر شورست ذوق جان دارد و خوش در طلب مسرورست تو حبیبی و یقین با دل و جان نزدیکی آن…
دلم از غصه هجران تو دارد دردی
دلم از غصه هجران تو دارد دردی خسته ای، سوخته ای، عاشق غم پروردی آن چنانم ز فراقت که میان خونم غور این قصه نداند…
دلم از قصه هجران چه گوید؟
دلم از قصه هجران چه گوید؟ ازین هجران بی پایان چه گوید؟ سخن ها دارد اندر سر، ولیکن ز بیم شحنه سلطان چه گوید؟ همه…





