در دیده صاحب نظران کشف عیانست
در دیده صاحب نظران کشف عیانست کان ماه دل افروز پس پرده نهانست گر زانکه بغفلت روی این ره، نکنی سود هر سود که بی…
در سویدای دلم سودای اوست
در سویدای دلم سودای اوست در دل و جانم تمناهای اوست نیر اعظم، که شمع عالمست پرتوی از چهره زیبای اوست من نمی دانم ز…
در شرح آن جمال بیانها ز حد گذشت
در شرح آن جمال بیانها ز حد گذشت در حسن یار حیرت جانها ز حد گذشت در نقطه دهان تو، کان سر نازکست کس را…
در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست
در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست کز آتش عشق تو در آن سر شرری نیست ذرات جهان آینه سر الهند در کوچه ما…
در فهم همین نکته بسی عزت و جاهست
در فهم همین نکته بسی عزت و جاهست این نکته که آن دلبر ما در همه جا هست هرجان، که دمی واقف اسرار خدا شد…
در قیامت همه کس طالب و جویا باشد
در قیامت همه کس طالب و جویا باشد دل ما طالب این قدر معلا باشد عشق،کان جان و دل و دین ز تو باز استاند…
در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور
در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور وقت آن شد که زنم خیمه بصحرای سرور صفت شیوه «احببت » شنید این دل مست علم…
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز دیار بغیر از تو…
در مجلس ما جز سخن یار مگویید
در مجلس ما جز سخن یار مگویید با حضرت آن یار ز اغیار مگویید در قلزم توحید همه غرق فنایند از جوشش آن قلزم زخار…
در مذهب ما باده مباحست و حلالست
در مذهب ما باده مباحست و حلالست این باده ز خم خانه اجلال جلالست این یار چه اشنید که در ماتم هجرست؟ آن خواجه چه…





