حلقه بر در مزن، که بارت نیست
حلقه بر در مزن، که بارت نیست خانه کمتر طلب، که جارت نیست گفتمت ناروا مدار چنان هوس دار و این دیارت نیست هرچه با…
حلقه بر در مزن، که راهت نیست
حلقه بر در مزن، که راهت نیست جان تسلیم عذر خواهت نیست همه راه تو غفلتست، مرو فکر تنبیه و انتباهت نیست الله الله، که…
حیات تن ز جان آمد، حیات جان ز جان جان
حیات تن ز جان آمد، حیات جان ز جان جان زهی حکمت،زهی قدرت، زهی سلطان جاویدان! چه محرومی؟ چه محجوبی؟ که اندر عالم خوبی دلت…
خاطرم آشفته و جان در ملال
خاطرم آشفته و جان در ملال رو بنما، ای مه فرخنده فال بی تو عجب مضطربم روز و شب! مرغ دلم چند زند پر و…
خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید
خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید دیده روشن شد،چو بوی یوسف کنعان رسید قصه عشق زلیخا را کجا پنهان کنم؟ کین حکایت از سواد…
خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟
خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟ چه کنم؟ چه چاره سازم؟ چه دوا کنم؟ چه درمان؟ غم عشق سرکش آمد، دل و…
خدا را، ای مذکر، رحم فرما
خدا را، ای مذکر، رحم فرما ز حد بگذشت سرمای تو بر ما زهر جا، هر که پرسد منزل اوست همه جا گو، همه جا…
خرد مستست و دل مستست و جان مست
خرد مستست و دل مستست و جان مست بسودایت روانِ ناتوان مست ز حد بگذشت مستیهای ذرات فلک مست و زمین مست و زمان مست…
خرده بینان طریقت همه صرافانند
خرده بینان طریقت همه صرافانند که بیک جو درم ناسره را نستانند دور ماندند ز دیدار تو سودازدگان همه حیران وعجب مانده که چون می…
خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟
خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟ بدوست راه نبردی، مگو حدیث فضول ز آفتاب جهانتاب عشق گرم شدیم فراغتیم ز عالم، چه…





