چندان که گفتم خاطر مرنجان

چندان که گفتم خاطر مرنجان رنجید و رنجاند آن شاه خوبان با آه سردم، با روی زردم سر در بیابان، مانند باران آشفته حالم، بی…

Continue Reading...

چه بود قصه لیلی درین نشیمن خاک؟

چه بود قصه لیلی درین نشیمن خاک؟ چه بود حالت مجنون رند دامن چاک؟ خدای داند احوال جنس موجودات «الهی، انت الهی و لا اله…

Continue Reading...

چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی

چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی ببالا کی توانی شد؟ که پستی بدان، صوفی صاف، این مسئلت را ز ما دوری اگر از خود نرستی…

Continue Reading...

چه شنیدی که دل از دست بدادی،تو عمو؟

چه شنیدی که دل از دست بدادی،تو عمو؟ چه فتادت که روانی بسوی بحر چو جو؟ ایمن آباد خداوند جهانست این بحر تو ازین بحر…

Continue Reading...

چه غمست آخر از غم؟ چو تو در میانه باشی

چه غمست آخر از غم؟ چو تو در میانه باشی غم جانانه باشد چو تو در میان نباشی می فیض فضل جانان نرسد بکامت، ای…

Continue Reading...

چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟

چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟ در این میدان که سرگردان چو گویم روان محزون و دل مجروح و تن زار چو مویم اندرین ره،…

Continue Reading...

چو رویت تازه گل در بوستان نیست

چو رویت تازه گل در بوستان نیست چو مویت سنبلی بر ارغوان نیست بدار آیینه بر رو، تا به بینی که چون روی تو رویی…

Continue Reading...

چو با تست مقصود، هرجا که هستی

چو با تست مقصود، هرجا که هستی گرش باز دانی ز هجران برستی درین جست و جو دور رفتی وگر نی چو خود را بدانی…

Continue Reading...

چو زنان،مباش قانع،ز جهان برنگ و بویی

چو زنان،مباش قانع،ز جهان برنگ و بویی بزن، ای پسر، چو مردان، قدمی بجست و جویی که جهان شراب خانه است و درو شراب کهنه…

Continue Reading...

چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد

چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد جمال دوست ز ذرات کون پیدا شد همیشه خم شراب ازل مصفا بود ولی بجان و دل ما…

Continue Reading...