جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان

جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان جانم ز دست غم بیکی جرعه واستان سر در گمست کار جهان، ساقیا، بیا بر بانگ ارغنون بده…

Continue Reading...

جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد

جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد وز عنایات تو دل پشت و پناهی دارد دل بکوی تور سیدست، ولی می گذرد طاعتی کرد، ولی…

Continue Reading...

جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی

جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی که ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدن محال…

Continue Reading...

جاودان، هرکه ترا دید بعالم شادست

جاودان، هرکه ترا دید بعالم شادست عاشق روی تو از هر دو جهان آزادست دل درین قاعده دهر نبندد عاشق زآنکه این قاعده سست آمد…

Continue Reading...

جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی

جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی که هر جدید درو لذتیست وین تو ندانی پس از مجاورت چاه دید یوسف کنعان بمصر عالم صورت…

Continue Reading...

جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟

جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟ جعل اماره راهست و بد دین جعل را گفتم از سرگین گذر کن بساتینست در صحن بساتین جعل…

Continue Reading...

جگر پردرد و دل پر خونم، ای جان

جگر پردرد و دل پر خونم، ای جان بآب دیده گلگونم، ای جان ندارم طاقت ایان فرقت چه گویم من که بی تو چونم، ای…

Continue Reading...

جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا

جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا شبم تاریک و مرکب لنگ و در سر مایه سودا دوای خود نمی دانم، درین…

Continue Reading...

جگر گرمست و آهم سرد و دل خون

جگر گرمست و آهم سرد و دل خون خرد آشفته و جان مست و مجنون بدور دوست خوش حالیم و فارغ ز ملک خسرو و…

Continue Reading...

جگر گر مست و دل گر مست و آه آتشین دارم

جگر گر مست و دل گر مست و آه آتشین دارم خلاصی نبست جانم را، که عشقی در کمین دارم به حق روی چون ماهت،…

Continue Reading...