بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار بیا، بیا، که نداریم بی تو صبر و قرار بیا، که بی تو ز افراط آرزومندی مرا…
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان ازین سودا خبر داری، ز سودا آیتی بر خوان بیا، ای جان «الله » خوان، مترس از…
بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست بیا، بیا، که مرا با تو راز پنهانیست بحق آن نفسی کز تو زنده شد دل…
بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییم
بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییم مدام مست می چشم پر خمار توییم اگرچه باده پرستیم، مست آن جامیم اگرچه اشتر مستیم در قطار…
بیا، که عشق برافراخت سنجق سلطان
بیا، که عشق برافراخت سنجق سلطان بیا، که شهر شد ایمن ز حیله شیطان هزار شهر بگردیدم از فلک بفلک بغیر حضرت السان نیافتم همه…
بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم
بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم بریدم از همه عالم به دوست پیوستم حبیب جام می خوشگوار داد به دست هنوز میجهد از ذوق جام…
بیابان را بپیمودی، ولیکن بس ویاوانی
بیابان را بپیمودی، ولیکن بس ویاوانی هدایه خوانده ای،اما هدایت را نمی دانی مپیچان سر، بنه گردن، مترس از جان مترس از تن درآ در…
بیادت زنده ام، اینست مشرب
بیادت زنده ام، اینست مشرب مدامت بنده ام، اینست مذهب جمال جان فزایت را بشادی همه امید می داریم، یا رب چو پیدا گشت اسرار…
بیار جان طلب کار را بحضرت دوست
بیار جان طلب کار را بحضرت دوست ببین که با همه ذرات کون رو در روست قلم برندی ما رفته است روز ازل جزع چه…
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال هزار نعره مستان، هزار بانگ «تعال »! بیار، ساقی، از جامهای دوشینه که بی تو جان و دلم را ز…





