به صلاح آمد از اوصاف خدای ذوالمن
به صلاح آمد از اوصاف خدای ذوالمن نفس اماره آواره بیچاره من دیده کز نور یقین روشن و صافی گردد غیر حق هیچ نبیند، نه…
به فضل و رحمت و توفیق ذوالمن
به فضل و رحمت و توفیق ذوالمن مرا هر ذره خورشیدیست روشن به غایت روشن و خوب و لطیفی ولیکن بیوفایی، گفت «سن سن »…
بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست صفات عشق تو گفتن نشانه کرمست مرو بپیش، که ترسم که باز گردانند که علت حدثان نفی معنی…
بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم
بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم ولیک عاقبة الامر دل بمهر تو دادم دری ز وصل گشادی، بروی من نظری کن بیمن دولت…
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت…
بوی جان میآید از باد صبا، این بو چه بوست؟
بوی جان میآید از باد صبا، این بو چه بوست؟ مشک را این حد نباشد، نکهت گیسوی اوست چیست بو؟ واقف شدن از سر محبوب…
بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست
بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست فوزالنجات ما بجهان غیر جام نیست نادیده ذوق لذت مستی و عاشقی بر عاشقان ملامت رسم کرام…
بوی عشق از نفس باد صبا می آید
بوی عشق از نفس باد صبا می آید شادمانم که ازو بوی ولا می آید باد از کوی تو می آید و ما خوشوقتیم غم…
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست بی روی او بکعبه و بت خانه نور نیست هرچند قدس ذات ز اشیا منزهست در هیچ…
بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانه
بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانه نمی دانم چه می گویم، که عقلم گشت دیوانه عجب حیران و سرمستم، بگیر ای جان و…





