بسامان آمد احوال دل من
بسامان آمد احوال دل من بدیدار تو حل شد مشکل من بیاری سعادت یار مایی زهی یاری بخت مقبل من جنون و عشق و مستی…
بس عجب طرفه حدیثیست که آن شاه جهان
بس عجب طرفه حدیثیست که آن شاه جهان ظاهرست از همه اعیان و در اعیان پنهان سوز از اندازه گذشتست، مگر بار دگر آتش افتاد…
بسودای تو خوش حالیم و دلشاد
بسودای تو خوش حالیم و دلشاد بدردت آرزومندیم و معتاد چو عالم رابقایی نیست، خوش باش بیا، می خور، که بربادست بنیاد مدامم وقت خوش…
بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را
بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را بباد داد ورقهای درس و فتوی را ز عاصفات خدا بحر قهر موجی زد نهنگ عشق فرو…
بسودایت سرشت آب و گل من
بسودایت سرشت آب و گل من بدیدار تو حل شد مشکل من من از آیات مجدم، کس نداند چه معنی خواهد از من قایل من؟…
بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی
بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی همراه عشق شو، که جنون در جنون شوی در کوی عشق یار، که دارالامان ماست با سر اگر…
بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد
بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد عشقست هر چه هست،دگر هرچه هست باد یک ذره بوی عشق بهر جا که باد برد مؤمن ز دین…
بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران
بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران یک جام به ز صد جم در بزم می پرستان آن کس که صاف نوشد، در راه زهد…
بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود همه از همه رو، روی بدو خواهد بود در قیامت که ز جانها همه برهان طلبند حجت…
بقدر جام بود شور و حالت مستان
بقدر جام بود شور و حالت مستان هزار جان گرامی فدای رطل گران اگرچه طاقت رطل گران بوسع تو نیست ز دست ساقی باقی پیاله…





