باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد

باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد باز جان سوی حریم عز سلطان میکشد باز در خم خانه وحدت ز جام معرفت روح پاکم جرعه…

Continue Reading...

باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت

باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت سوک ما سورشد امروز کزین سو بگذشت برگذشت ازمن بیدل جگرم خون شد و باز قطره ام قطره…

Continue Reading...

باز، ز خم باده های ناب بر آمد

باز، ز خم باده های ناب بر آمد ناله زار از دل رباب بر آمد بست نقابی بر آن جمال دل افروز نور جمالش از…

Continue Reading...

بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست

بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست صد گونه بلا بر من درویش رسیدست من ناله ز بیگانه ندارم، که دلم را هر غم که رسیدست…

Continue Reading...

بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست

بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست که آفتاب جمالت ز ذرها پیداست میان باغ جهان از زلال وصل حبیب نهال جان مرا صد هزار نشو…

Continue Reading...

باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت

باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت هم از آن جنس که می‌کاری بر باید داشت در ره درد و غمش خوار صفت می‌گردیم دید…

Continue Reading...

بانگ مستان خرابات فنا می آید

بانگ مستان خرابات فنا می آید راست بشنو،ز سر صدق صفا می آید دل ما زنده شد از نکهت باد سحری بوی یوسف زدم باد…

Continue Reading...

بپیش اهل سیادت سعادتی دارد

بپیش اهل سیادت سعادتی دارد دلی که از همه عالم فراغتی دارد سعادتی دگر اینست کز سلامت دل بدین عشق و مودت ارادتی دارد سعادتی…

Continue Reading...

بپیش درد من درمان چه باشد؟

بپیش درد من درمان چه باشد؟ ز سر بگذر،سر و سامان چه باشد؟ چو پیمان را شکستم باز ساقی مرا پیمانه ده،پیمان چه باشد؟ گدا…

Continue Reading...

بپیش مردم نادیده این سخن شینیست

بپیش مردم نادیده این سخن شینیست که غیر دلبر ما در جهان دگر شی نیست خیال باطل از آنست در دماغ فقیه که در مزاج…

Continue Reading...