با هیچ رسید این صفت باده فروشان
با هیچ رسید این صفت باده فروشان دایم ز سر سود شود مایه گریزان تا کش ز چه باشد؟ مگر از باغ بهشتست؟ خنبش چه…
باد صبا برگرفت پرده ز رخسار دوست
باد صبا برگرفت پرده ز رخسار دوست جمله ذرات را عربده و های و هوست حاضر دلدار باش، حافظ اسرار باش فتنه چو دیدی بدان…
باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب
باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب ساقی، از جام بلورین تو جان را دریاب می رود عمر براهی که نمی آید باز این…
باده از خم ارادت بسعادت آمد
باده از خم ارادت بسعادت آمد وقت ایمان شد و هنگام شهادت آمد ما و آن یار بخلوت سخنی می گفتیم سر این نکته به…
باده کهنه گیر و شیشه نو
باده کهنه گیر و شیشه نو دلق و تسبیح کن بباده گرو گر ندانی تو قدر شاهد و می سر خود گیر، ازین دیار برو…
باده می ریزند صافی دم بدم در جام ما
باده می ریزند صافی دم بدم در جام ما تا چه خواهد شد ز جام یار ما انجام ما؟ ما همه مستیم از آن دولت…
بادهام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف
بادهام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف با سه صاف این چنین کس در نیاید در مصاف گفت مشاطه که زلفش بافتم، حسنش…
باده می نوشم و سودای تو در سر دارم
باده می نوشم و سودای تو در سر دارم آیت مصحف سودای تو از بردارم زرعم اینست که کشتم بهمه عمر عزیز من ندانم که…
بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک بجست و جوی تو از خاک برجهم چالاک جهان بگشتم و آفاق را سفر کردم ندیده ام…
باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد
باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد عکس جمال ساقی در جام ما درآمد دیدیم آنچه دیدیم در ضمن جام باده از دولت وصالش…





