از نایره شوقت در دل شرری دارم
از نایره شوقت در دل شرری دارم با طلعت خورشیدت عشق و نظری دارم از ظلمت زلف تو، با شعشعه رویت از راه بری باشم،…
از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست
از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست حسن تو مظهر آمد و عشاق مظهرست هرجا که باد بوی تو آرد بعاشقان جانها فدای رایحه روح…
از یار سفر کرده کسی را خبری نیست
از یار سفر کرده کسی را خبری نیست کان ماه مسافر بهمه کوی و دری نیست مردانه قدم نه، خطری نیست درین راه بر یار…
ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد
ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد جان بیمار مرا وقت سر انجام آمد روی بنمود و همه کفر جهان را بزدود شاد باشید…
اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت
اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت این گنج نه گنجیست گه با مار توان گفت در غار جهان عاشق یاریم و نزاریم در غار…
آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست
آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست همه را از همه رو روی بدان روی نکوست تا جمال تو بدیدم خوش و خندان گشتم همه شب…
اقبال عشق بود، که ما مقبل آمدیم
اقبال عشق بود، که ما مقبل آمدیم چون عشق رو بما شد مستقبل آمدیم قاموس بحر گفت خبر بر بتشنگان از ما که همچو موج…
اگر بر خاک کویت گرد گردم
اگر بر خاک کویت گرد گردم یقین کز خاک کویت برنگردم ز بیم هجر و از فکر جدایی همه شب تا سحر با آه و…
اگر در طاعتی، گر در گناهی
اگر در طاعتی، گر در گناهی اگر چون که گران ور برگ کاهی سبک را و گران را رو بحقست نباشد ملک یزدان را تناهی…
اگر در مغز، اگر در پوست یارست
اگر در مغز، اگر در پوست یارست بهرجایی که هست آن یار غارست ترا، گر روی دل با روی حق نیست بهر رو از همه…





