از دولت وصال تو کارم بکام شد
از دولت وصال تو کارم بکام شد بختم بلند گشت و سعادت غلام شد از جلوه های حسن تو جانم حیات یافت با چشمهای مست…
از شبستان ازل، تا بامداد آب و گل
از شبستان ازل، تا بامداد آب و گل با تو می بودست جانم، بی تو کی بودست دل؟ امر بس ناممکنست از عاشقی کردن حذر…
از عیان گر واقفی، بگذر ز عین
از عیان گر واقفی، بگذر ز عین «این تمشی؟ این تمشی؟ این این »؟ «نحن اقرب » گفت «من حبل الورید» مقصد عالم تویی در…
از لب لعل توام کار بکامست امروز
از لب لعل توام کار بکامست امروز فلکم بنده و خورشید غلامست امروز هر که قانون شفای دل خود میطلبد از اشارات منش کار بکامست…
از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
از لطف دوست سکه دولت بنام ماست اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست بحری که موج او ز سمک تا سما رسید آن بحر جرعه…
از لعل یار اگر شکری یافتی بگو
از لعل یار اگر شکری یافتی بگو از سر کار اگر خبری یافتی بگو ما طالبان پیر مغانیم در طریق از پیر ما اگر نظری…
از ما حکایت می و پیر و مغانه پرس
از ما حکایت می و پیر و مغانه پرس از زاهدان حکایت تسبیح و شانه پرس اوراد جان ما همه مستی و عاشقیست از صوفیان…
از ما خبر برید بدان عاشقان مست
از ما خبر برید بدان عاشقان مست پیمانه پر کنید، که پیمان ما شکست صورت نبست شیوه زهد و صلاح ما با عاشقان مست نشستیم…
از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام ما روی دل بروی تو داریم صبح و شام زاهد، مگو که عشق گناهت و لایجوز…
از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه
از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه مقصود خدا عشق است، باقی همه افسانه بنما رخ زیبا را، تا فاش بگویم من «قد اشرقت…





